خرید بک لینک

درباره سایت

| نبض ماهـ 🌙 |

امکانات وب

ولی خب، متشکریم ازش! میدونست تا صبح باید بکوب بخونم و به دادم رسید :)

یعنی با هر جرعه این نوشیدنی نچندان جذاب توی این چند هفته پروژه‌ها و امتحانات، عذاب وجدانم رو هم فرو خوردم! کوچولوی قلبــم، منُ ببخش..میدونم نباید بخورم کافئین

چرا قهوه درست نکردم؟! چون بعد از اینکه فهمیدیم مهمون داریم دیگه نخریدیم که من اذیت نشم :) _البته اینکه موکاپات خراب شده و خریدن یدونه جدیدش چند صدمین الویتِ هم بی تاثیر نیست!_

+ بیاین شکم یه فرد بالغ رو از وسط دو نیم در نظر بگیریم، دقیقا وسطِ قسمتِ سمت راست درد میکنه و تا پهلوی راست کشیده میشه! و من هر بار این درد مزمن گربیان گیرم میشه یاد عید فطر 402 میفتم و کیس آپاندیس..از نفس کشیدن میترسیدم چون دردم میگرفت! و در نهایت هم نفهمیدن آپاندیس بود یا سنگ یا عفونت :/ خلاصه دعا دعا میکنم آپاندیس نباشه..

+ اگر یک حُسن توی این شب بیداریا و درس خوندنا باشه، صرفاً میتونم به اول وقت خوندن نماز صبح اشاره کنم..✨️

_ و خدایا! همونی که خودم و خودت میدونیم..:) _

_ پیشنهاد_

_______

7:10 صبحه، دردم کمتر که نشده بماند وخیم‌تر و گسترده‌تر و پیچیده‌تر هم شده!

841.

از همسر خواهش کردم امروز دیرتر بره که اگه حالم داغون‌تر شد بریم دکتر..

به مصیبت خودمو رسوندم دانشگاه، کاش امتحان بدون تاخیر برگزار بشه :|

و اگر مقدوره دعا کنید بخیر بگذره، اول این درد بعد هم این امتحانِ قوز بالای قوز :||

کلاس ساعت 10 بچه رو کجای دلم بذارم..

_______

ساعت 10:10 پیش از ظهره،

امتحان به موقع که شروع نشد هیچ، جوری سخت بود که هنوز هنگم..

در نهایت هم از خیر یه سوال 4 نمره‌ای گذشتم و تحویل داد اومدم بیرون،

ببین درد چقدر منو احاطه کرده بوده که سوئیچ روی ماشین مونده بود‍♀️

زنگ زدم به همسر پسرک رو آماده کنه تا برسم، ولی بعدش از مبداء تا مقصد از فرط درد زار زدم!

الانم به سان یک جنازه در خدمت شما هستم، پدر پسر رو برد کلاستو مسیر جنگ جهانی نشه صلوات!

برچسب: نویسنده: تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:23

صفحه بندی